یا زینب کبری (س)


السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)

 

ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد

سهراب سپهری

تا نبض صبح

آه، در ايثار سطح ها چه شكوهي است!

اي سرطان شريف عزلت!

سطح من ارزاني تو باد!

***

يك نفر آمد

تا عضلات بهشت

دست مرا امتداد داد.

يك نفر آمد كه نور صبح مذاهب

در وسط دگمه هاي پيراهنش بود.

از علف خشك آيه هاي قديمي

پنجره مي بافت.

مثل پريروزهاي فكر، جوان بود.

حنجره اش از صفات آبي سط ها

پر شده بود.

يك نفر آمد كتاب هاي مرا برد.

روي سرم سقفي از تناسب گل ها كشيد.

عصر مرا با دريچه هاي مكرر وسيع كرد.

ميز مرا زير معنويت باران نهاد.

بعد، نشستيم.

حرف زديم از دقيقه هاي مشجر،

از كلماتي كه زندگاني شان، در وسط آب مي گذشت.

فرصت ما زير ابرهاي مناسب

مثل تن گيج يك كبوتر ناگاه

حجم خوشي داشت.

***

نصفه شب بود، از تلاطم ميوه

طرح درختان عجيب شد.

رشته مرطوب خواب ما به هدر رفت.

بعد

دست در آغاز جسم آب تني كرد.

بعد، در احشاي خيس نارون باغ

صبح شد.

*****

سهراب سپهری

شب تنهایی خوب

گوش كن، دور ترين مرغ جهان مي خواند.

شب سليس است، و يكدست، و باز.

شمعداني ها

و صدادارترين شاخه فصل،‌ماه را مي شنوند.

***

پلكان جلو ساختمان،

در فانوس به دست

و در اسراف نسيم،

***

گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا.

چشم تو زينت تاريكي نيست.

پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا.

و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو

و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند.

پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت:

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است.

*****

خودسازی

 
با یک مسئله ساده شروع کنید, مثل نوشتن دفترچه خاطرات که می تواند
احساسات واقعی خود را در آن بیان  کنید.

 مقتی احساسات خود را بر روی کاغذ می آورید, خودتان هم آنها را بهتر درک می کنید.

2- روزی چند دقیقه به خود فکر کنید. این کار می تواند به شما در شناختن خودتان کمک کند.
    شبها موقع خواب به خودتان در یک مکان آرام فکر
کنید.

3-  با مردم مهربان باشید و به آنها محبت کنید,با محبت به دیگران احساس خوبی به شما دست خواهد داد.

4- درباره خودتان مطالعه کنید و توانایی های خود را با دیگران مقایسه وبه ارزشها و اعتقادات خود فکر کنید.

5- اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.


6- مدتی به لباس خود اهمیت ندهید, البته هرانسانی باید لباس تمیز وآراسته باشد اما سعی کنید به ظاهر خود خیلی اهمیت ندهید و خود  را فراموش کنید.

7- از کارهایی که انجام می دهید , لذت ببرید,البته منظور از کارهای خوب و خوپسندانه است.

8- درباره خانواده , اقوام و ریشه خانوادگی خودتحقیق کنید.

9- ورزش کنید , نرمش را در هوای آزاد روحیه انسان را تقویت می کند.

10- از ایراد و مشکلی در وضعیت ظاهری خود دارید سعی کنید نادیده بگیرید و با اعتماد به نفس وارد اجتماع شوید و با غرورنسبت به وخود خود رفتارکنید.

البته غرور بیش از حد نا پسند است.

سخنان بزرگان

-         اگر زندگی ات در خطر نیست. خود را به ستیز میفکن.

 

-         شهریاری که خشمگین باشد. قادر به تشکیل سپاه نیست و فرمانده ای که ناراضی باشد. قادر به جنگیندن نیست

 

-         بعد از چندی، شهریارخشمگین ممکن است شاد شود و فرمانده ناراضی راضی گردد. ولی سرزمینی که از دست رفت، دیگر به دست نمی آید و مرده به زندگی باز نخواهد گشت.

 

-         تاریخ تا کنون جنگی طولانی به خود ندیده است که در آن کشوری به مناقع قابل توجهی رسیده باشد.

 

-         کسانی که اسلحه شان را به سرعت کنار نگذارند، خود شکار اسلحه ها خواهند شد.

 

-         برای دشمنی که محاصره شده است. یک راه فرار باز بگذارید بدینسان او حس می کند که راهی به جز مردن هم می تواند داشته باشد.

 

-         فرمانده مجرب به جای آن که پیروزی را از افراد خود بخواهد، پیروزی را در دل فرصت ها می جوید.

 

-         جاده هایی هستند که نمی بایستی در آن ها قدم نهاد. دشمنانی هستند که نمی بایست بر آن ها تاخت. شهرهایی که نباید بر آن ها حمله برد و زمین هایی که نباید بر سر آن ها مشاجره نمود.

 

-         نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد.

 

-         نگرش ها واگیردار هستند.

 

-         سرعت پخش نگرش بد بیش تر از نگرش خوب است.

 

-         نگرش واقعیت درونی هرکس را برملا می کند و تظاهر آن، کارها و حرکات اوست.

 

-         تنها فرق بین موفقیت و شکست، نوع نگاه است.

حرف ماه

    زمانی که شما بالاخره تصمیم گرفتید تا سکان دار زندگی خود باشید، تا آن چه را برایتان واقعا اهمیت دارد بشناسید. تا برنامه و جهتی را تعیین کنید که روشن کند دقیقا به کجا و چگونه می روید،

آن گاه شما نیز از همان احساس آرامشی سخن خواهید گفت که چرچیل در تاریک ترین ساعات تاریخ انگلستان از آن یاد کرده است.

 

چرچیل این توانایی را داشت که بگوید:

مطمئن هستم که نباید شکست بخورم.

 

من به احترام اعتماد به نفسی که این معنی از آن برخاسته است، سر تعظیم فرود 

می آورم.

همراه با حافظ  

يا رب آن آهوی مشکين به ختن بازرسان

 

وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان

دل آزرده ما را به نسيمی بنواز

 

يعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان

ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند

 

يار مه روی مرا نيز به من بازرسان

ديده‌ها در طلب لعل يمانی خون شد

 

يا رب آن کوکب رخشان به يمن بازرسان

برو ای طاير ميمون همايون آثار

 

پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان

سخن اين است که ما بی تو نخواهيم حيات

 

بشنو ای پيک خبرگير و سخن بازرسان

آن که بودی وطنش ديده حافظ يا رب

 

به مرادش ز غريبی به وطن بازرسان

 

زیباکلام

·         -         وجود نگرش خوب در میان بازیکن ها لزوما سبب موفقیت تیم نمی شود، اما داشتن نگرش بد شکست تیم را تضمین می کند.

·          

·         -         بدون داشتن بازیکن های بزرگ امکان بردن وجود دارد اما با داشتن بازیکن های بزرگ هم می توان میدان را به حریف واگذار کرد.

·          

·         -         بزرگ ترین دستاوردهای تاریخ کار انسان هایی بوده که فقط اندکی از انبوه همتایان خود پیش تر بوده اند.

·          

·         -         خوب، دشمن بهتر است.

·          

·         -          رهبران می دانند برای گزینه بهتر باید خوب را جواب کنند.

·          

·         -         ملاک موفقیت یک رهبر به میزان ماندگاری سازمان بعد از اوست.

·          

·         -          یک رهبر هرقدر هم ذاتا ماهر و هنرمند باشد، اگر بر نفس خود مسلط نباشد نمی تواند از همه ی توانایی و استعدادش بهره مند شود.

·          

·         -          گاه آن قدر سرگرم تمیز کردن مغازه می شویم که فراموش می کنیم در را به روی مشتریان باز کنیم.

·          

·         -          بهترین کار، کاری است که از انجام آن لذت می بریم. شغلی را بپذیر که عاشق آن باشی.

·          

·         -         استعداد بدون انضباط مانند اختاپوسی است که سوار رولراسکیت شده است. جنب و جوش زیاد ولی جهت حرکت نامعلوم.

·          

·         -          اگر آرمان شما در خدمت دیگران نیست، لابد آرمانی حقیر است.

·          

·         -          کارایی اساس بقا است. اثربخشی اساس موفقیت است.

·          

·         -         انسان استعداد رهبری دارد. اما یک شبه نمی توان رهبر شد. رهرو این راه باید صبور و شکیبا باشد.

·          

·         -         قهرمانان آنانی هستند که می دانند کیستند.

·                   

·         -         تجربه کار گروهی انسان را فروتن می کند.

·          

·         -         گروه ها چیزی بیش تر از یک تجمع ساده افراد انسانی هستند. تفاوت بین یک گروه و یک توده انسانی، ناشی از بارقه الهی است که در گروه وجود دارد، ولی توده فاقد آن است.

·          

·         -         چنانچه اعضای گروه نیت، تصمیم و ارزش های مشترکی داشته باشند، در آن صورت آن ها علاقمند به جایگزینی خودخواهی با دیگرخواهی خواهند بود.

·          

·         -          نکته شگفت انگیز این است که وقتی گروه را بر خود مقدم بدارید، به ناگهان اهداف شخصی تان بهتر از زمانی که خود را مقدم می داشتید، برآورده خواهد شد.

·          

·         -         مچ افراد را در حین انجام کارهای درست یا تقریبا درست بگیرید (و برای این کارشان آن ها را تشویق کنید و به آن ها پاداش دهید.)

·          

·         -         بازیکنان خبره و ماهر تحت نظر مربیان ترسو و محتاط نمی توانند یک گروه توانمند پیروزی آفرین درست کنند.

·          

·         -         کسی که به من اعتماد می کند، از کسی كه مرا دوست دارد گامی فراتر نهاده است.

 

دکتر کدکنی

در اين زمانه ی بي هاي و هويِ لال پرست            خوشا به حال کلاغانِ قيل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را                  براي اين همه ناباورِ خيال پرست

به شب نشينيِ خرچنگهايِ مردابي                     چگونه رقص کند ماهيِ زلال پرست

رسيده ها چه غريب و نچيده مي افتند                به پايِ هرزعلفهايِ باغ کال پرست

رسيده ام به کمالي که جز انالحق نيست               کمال، دار را براي من کمال پرست

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاريست                    به چشم تنگي نامردمِ زوال پرست

دکتر شفیعی کدکنی